زهرا اسلامى فرد

68

تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( فارسي )

جورجيس به تأليف علاقه‌مند بود و زبان‌هاى عربى ، سريانى ، فارسى و يونانى را به‌خوبى مىدانست . او همين‌كه در نزد منصور جايگاهى بايسته يافت ، افزون بر كتاب‌هايى كه به سريانى تأليف كرده بود ، پاره‌اى از آثار پزشكى را نيز از يونانى به عربى ترجمه نمود . بدين‌ترتيب ، جورجيس و خاندان او در پرتو توجه عباسيان به علم پزشكى و ساير علوم ، خدمات شايانى كردند . « 1 » جورجيس در اواخر عمر خود به جندىشاپور بازگشت و در زادگاه نياكان خود از دنيا رفت ، اما اخلاف و شاگردان وى به بغداد بازگشتند و بدين‌سان حلقه اتصال اساسى ميان جندىشاپور و نخستين مراكز پزشكى پايتخت عباسيان را بنيان نهادند . « 2 » از ديگر خاندان پزشكى كه از جندىشاپور به بغداد آمد ، ماسويه بود . رئيس اين خاندان ، داروفروش و پزشكى درس ناخوانده به نام ماسويه بود كه سى سال در داروخانه بيمارستان جندىشاپور تجربياتى اندوخته بود . او به دربار عباسيان رفت و در آنجا چشم‌پزشك مشهورى شد و سپس عنوان پزشك مخصوص وزير هارون‌الرشيد را يافت . يوحنا يكى از پسران ماسويه ، از پزشكان برجسته زمان خود شد . او نخستين رساله چشم‌پزشكى به نام دفل العين را به زبان عربى تأليف نمود . « 3 » نخستين مترجمان متون پزشكى به عربى ، مانند نخستين پزشكان ، اغلب از يهوديان و مسيحيان بوده‌اند . اولين كتابى كه از زبان سريانى به عربى ترجمه شد ، دايرة المعارف گونه‌اى است اثر پزشك و كشيشى اسكندرانى به نام أهرن‌بن اعين كه به‌دست دانشمندى يهودى از مردم بصره به نام ماسرجويه صورت پذيرفت . در اوايل دوره عباسيان ، ابن‌مقفع به ترجمه متون پزشكى از پهلوى به عربى پرداخت . خاندان برامكه ( وزراى دربار عباسى ) مشوق مترجمان در اين كار بودند . براى مثال يحيى بن خالد برمكى ، پزشكى هندى را مأمور ساخت تا آثار پزشكى هندى را به عربى ترجمه كند .

--> ( 1 ) . همان ، ص 554 و 555 . ( 2 ) . سيد حسين نصر ، علم و تمدن در اسلام ، ص 200 . ( 3 ) . همان ، ص 200 و 201 .